CentralClubs Network | مرکز جوامع مجازی CentralClubs Network | مرکز جوامع مجازی
    고급 검색
  • 로그인
  • 등록하다

  • 야간 모드
  • © {날짜} {사이트 이름}
    에 대한 • 예배 규칙서 • 문의하기 • 개발자 • 개인 정보 정책 • 이용약관

    고르다 언어

  • Bengali
  • Chinese
  • Croatian
  • Danish
  • English
  • Farsi
  • Filipino
  • Hebrew
  • Hindi
  • Indonesian
  • Japanese
  • Korean
  • Persian
  • Swedish
  • Urdu
  • Vietnamese

보다

보다

이벤트

이벤트 찾아보기 내 이벤트

블로그

기사 찾아보기

시장

신규 품목

페이지

내 페이지 좋아요를 누른 페이지

더

탐구하다 인기 글 계략 채용 정보 제안
보다 이벤트 시장 블로그 내 페이지 모두 보기

발견하다 게시물

Posts

사용자

페이지

그룹

블로그

시장

이벤트

계략

채용 정보

morteza @
morteza @
7 년

image
처럼
논평
공유하다
morteza @
morteza @
7 년

image
image
처럼
논평
공유하다
avatar

محمد جواد شکری زاده

خودت قندیل نبستی؟
3 · 0 · 1563986866
1 회신하다

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

avatar

Mahdi Fattahi

کجاست؟
0 · 0 · 1564551387
3 답글

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

^_^ Faeze
^_^ Faeze
7 년

آقا من زنده ام


تولد همه هم مبارک

처럼
논평
공유하다
avatar

محمد جواد شکری زاده

خب الحمدلله
1 · 0 · 회신하다 · 1563986890

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

avatar

روشنایی

مگه تو کما رفته بودی!!!
1 · 0 · 회신하다 · 1564035216

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

Minoo M
Minoo M  프로필 사진을 바꿨다
7 년

image
처럼
논평
공유하다
محمد جواد شکری زاده
محمد جواد شکری زاده
7 년

از دو حالت خارج نیست یا امتحاناتش خوب داده یا مشروط شده که پیداش نیست.
مادر شوهر سنترال ^_^ Faeze تولدت مبارک
شاااااام یادت نره 24/4/98 تاریخ زدم که بماند

처럼
논평
공유하다
avatar

morteza @

قبول نیست من زودتر گفتم باید اول به من شام بده...
2 · 0 · 회신하다 · 1563275345

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

avatar

morteza @

وایسا امار بگیرم... Mahdieh Torabi کجاست فامیلتون
1 · 0 · 1563275407
2 답글

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

avatar

Hesam - 1994

ترم آخرش بود گمونم
احتمالا معدلش اومده پایین داره گریه میکنه :d
ما که نیستیم مث شما شام دعوت شیم
تولدت مبارک خانم مهندس
2 · 0 · 회신하다 · 1563439934

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

داستان های ناب خواندنی
داستان های ناب خواندنی
7 년

ماجرای تاسیس بانک ملی

میگویند وقتی رضا شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند برای بازاری های تهران و اطراف پیغام فرستاد که از بانک ملّی اوراق قرضه بخرند. هیچکدام از تجّار بازار حاضر به این کار نشد. وقتی خبر به خانم فخرالدّوله، مالک بسیار ثروتمند، خواهر مظفّر الدین شاه و مادرمرحوم دکتر امینی رسید به رضاشاه پیغام فرستاد که مگر من مرده ام که می خواهی از بازاریان پول قرض کنی ؟ من حاضرم در بانک ملّی سرمایه گذاری کنم. و به این ترتیب بانک ملّی با پول خانم فخرالدّوله تأسیس شد

یکی از قوانینی که در زمان رضا شاه تصویب شد قانون روزهای تعطیلی مغازه ها و ادارات بود. به این ترتیب هر کس به خواست خود و بدون دلیل موجّهی نمی توانست مغازه اش را ببندد. روزی رضاشاه با اتوموبیلش از خیابانی می گذشت که متوجّه شد مغازه ای بسته است. ناراحت شد و دستور داد که صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند. کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه یک عرق فروش ارمنی است. آن مرد را نزد رضاشاه آوردند

شاه پرسید: پدر سوخته چرا مغازه ات را بسته ای؟ مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم،امروز روز قتل(شهادت)حضرت مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست دراین روز عرق بفروشم. رضاشاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است. آنوقت رضا شاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد و گفت:

در این مملکت یک مرد واقعی داریم, آنهم خانم فخر الدوله است و یک مسلمان واقعی داریم آنهم قاراپط ارمنی است...!!!

سالهای سال بعد شاعره بزرگ ایران خانم پروین اعتصامی در وصف این ماجرا این چنین سرود:

واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت،هم کلید زندگیست
گفت: "زین معیار اندر شهرما،
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست

처럼
논평
공유하다
avatar

محمد جواد شکری زاده

این که دروغی بیش نیست
1 · 0 · 회신하다 · 1563206272

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

avatar

داستان های ناب خواندنی

موضوع از چه قراره
0 · 0 · 회신하다 · 1563371445

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

avatar

محمد جواد شکری زاده

موضوع از این قراره که یه سرچ بزن میفهمی
0 · 0 · 1563508455
1 회신하다

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

morteza @
morteza @
7 년

حیف عمر که توی اپارتمان حروم بشه...

image
처럼
논평
공유하다
morteza @
morteza @
7 년

از مظلومیتم در این حد بگم که روز تولدم نه پدر و مادرم پیشم بودن نه همسرم... در نتیجه خودم خیلی پیروزمندانه رفتم برای خودم شیرینی خریدم با خودم نشستم خوردیم... شکمو و بخیل و غیره خودتونید. مظلوم و بقیه چیزام منم...

تا یه مدتم فانتزیم این بود که سنم رُنده!!! که اونم از دست دادیم...

برای اینکه پرچم چندتا تیرماهی سایت بره بالا مراجعه شود به :
https://www.instagram.com/p/BzV0Za6HPF8/

پ.ن:زنگ زدن تبریک گفتن که خودش نشونه اینه که سر راهی نبودم

image
처럼
논평
공유하다
avatar

morteza @

https://www.yjc.ir/fa/news/655....6350/%D8%AE%D8%B5%D9 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐 😐


نمیدونستم اینهمه خاصیت داریم ماها!
1 · 0 · 회신하다 · 1562810711

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

avatar

Hesam - 1994

تولدت پساپس مبارک
من 18 تیرم
2 · 0 · 1562914477
4 답글

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

avatar

روشنایی

تپلدت مبارک مرتضی کوچولو 😂😂
1 · 0 · 1562960454
1 회신하다

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

morteza @
morteza @
7 년

راستی الان یه لحظه به ذهنم یه مساله نسبتا قدیمی مرور شد و گذشت... البته نه در اون حد قدیمی!

داستان اینه که یه تایمی همه جور کاری رو واردش میشدیم انجامش میدادیم... حالا جو کارگاه های حرفه و فن و دفاعی گاهی مارو میگرفت یا هرچی... ولی نتیجه هاش همیشه خوب بود... ینی کارا همیشه انجام میشد...

مثلا یادمه اولین پروژه فتوشاپمو برای مدرسمون یه فراخوان زدن برای چاپ بنر که در اصل یه مسابقه بود که جایزش یه دسته پلی استیشن 2 بود! شاید یدونه یا دوتا فیلم اموزشی از فتوشاپ اونم در حد بیسیک بیشتر ندیدم ولی برنده شدم

یا مثلا اولین پروژه دست کاری روی ماشینو یادمه راهنمایی بودم یکی از اقوام یه پژو داشت خیلی بهش نمیرسید و اصطلاحا دیگه ماشین کار شده بود ینی یه چیزی تو مایه های وانت! بعد یکی دیگه از فامیلا هم چوب بری داشت... رفتم سایز بین صندلی و محل نصب شدنای احتمالی رو دراوردم به اندازش چوب دادم بریدن برام گرفتم با چسب چوب محکم کردم و روشم یه لایه ابر و یه چرم اضافه از چرم دوزی های بازم اقوام مونده بود، گرفتم حسابی سفت کشیدم و از زیر با منگنه محکم کردم و یه کنسول زیر آرنجی تمیز دراوردم که چون به کسی نگفته بودم (بجز کسایی که در جریان مراحلش بودن) همه دنبال این بودن که ببینن از کجا خریدمش...

مخلص کلام!
ایرانی جماعت احساس میکنم وحشتناک با استعداده!!!
تعریف از خود نشه ولی بقول بچه ها که مرتضی هر جا وارد هر حرفه ای میشد حرفه ای میشد!


نظر شما چیه؟

처럼
논평
공유하다
avatar

Hesam - 1994

افرین جینیس
2 · 0 · 1562914730
3 답글

댓글 삭제

이 댓글을 삭제하시겠습니까?

morteza @
morteza @
7 년

پس از قرن ها میخواستم بذارم پروفایل تلگرامم... گفتم اول یه نسخه به صورت وی آی پی مخصوص بچه های خودمونی منتشر کنم که اولین کسایی باشن که لذت برده باشن...! حالا اگه دلم سوخت شاید بعدا لوکیشنو لو دادم

یجورایی با رفقا قرار گذاشتیم جاهایی که بکر مونده رو خیلی معروف نکنیم که جا برای خودمون تنگ نشه

نه ولی خارج از فضای شوخی جای فوقق العاده ای بود و هست و خواهد بود... یسری دیگه از عکساشم ریختم رو پروفایل دیگه فوکس روی منظره نبود اینجا نذاشتم...

ولی به هر حال بازم اینجا جمع دوستانه بود عکساشو گذاشتم وگرنه همونطور که گفتم قرار گذاشتیم شلوغ نکنیم

image
처럼
논평
공유하다
Showing 48 out of 89
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • 52
  • 53
  • 54
  • 55
  • 56
  • 57
  • 58
  • 59
  • 60
  • 61
  • 62
  • 63

제안 수정

계층 추가








이미지 선택
계층 삭제
이 계층을 삭제하시겠습니까?

리뷰

콘텐츠와 게시물을 판매하려면 몇 가지 패키지를 만드는 것부터 시작하세요. 수익화

지갑으로 지불

결제 알림

항목을 구매하려고 합니다. 계속하시겠습니까?

환불 요청