https://asbe-bokhar.com/specia....l/%D9%85%D8%B4%D8%AE
https://asbe-bokhar.com/specia....l/%D9%85%D8%B4%D8%AE
بخونین میترکین ازخنده.......😂😂😂😂
زنگ زدم به داداشم گفتم:
برو تو سايت دانشگاه نمره هامو نگاه کن
فقط جلوي بابا تابلو نکن، اگه يک درس افتاده بودم بگو سلام عليکم
اگه دو تا درس بود بگو سلام عليکم و رحمت الله
اگه سه تا درس بود بگو سلام عليکم و رحمت الله و برکاته!!
خلاصه يه جور که بابا متوجه نشه.
خان داداش ماهم رفت چک کرد به حالت شوک زده زنگ زد بهم گفت:
السلام عليکم و رحمت الله و برکاته ان الله و ملاءکته يوصلون علي النبي يا ايهاالذين امنو سلو عليهم وسلمو تسليما !!! 👌🤦♂😂
اﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ: ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ!
اول راهنمایی: تو دیگه دبستانی نیستی که هر ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ!
اول دبیرستان: تو دیگه راهنمایی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ!
ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ: ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ!
ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ: ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ بابات ﻧﯿﺴﺖﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ!
ﻣﺠﺮﺩﯼ: ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ!
ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ: ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺠﺮﺩ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ!
ﭘﯿﺮﯼ: ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺎﺕ ﻟﺐ ﮔﻮﺭﻩ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ!
ﺍﻭﻥ ﺩﻧﯿﺎ: ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨوای بکنی ...
و... اینگونه بود که ما هیچ غلطی نتونستیم بکنیم! 😂😂
یه بار موقع امتحان سر ماشینحساب دعوا شد. یکی از بچهها ماشینحساب بغل دستیش رو گرفته بود و پس نمیداد. خود ماشینحساب مال نفر پشتی بود که همش میگفت بدید لازم دارم.
اما بخش ترسناک موضوع این بود که من هرچی سوالات رو بالا پایین میکردم، متوجه نمیشدم کدوم سوال ماشینحساب میخواد.😕
ریشه ضرب المثل " همین آش است و همین کاسه "
در زمان "نادرشاه" یکی از استانداران او به مردم خیلی ظلم میکرد و مالیات های فراوان از آن ها می گرفت !
مردم به تنگ آمده و شکایت او را نزد نادر بردند . نادر پیغامی برای استاندار فرستاد ولی او همچنان به ظلم خود ادامه می داد . وقتی خبر به نادر رسید ، چون دوست نداشت کسی از فرمانش سرپیچی کند ، همه ی استانداران را به مرکز خواند...
دستور داد استاندار ظالم را قطعه قطعه کنند و از او آشی تهیه کنند !! بعد آش را در کاسه ریختند و به هر استاندار یک کاسه دادند و نادر به آنها گفت : "هر کس به مردم ظلم و تعدی کند، همین آش است و همین کاسه" !
عااااللللییییی...... بابا داشت روزنامه میخوند
بچه گفت: بابا بیا بازی!
بابا که حوصله بازی نداشت
ی تیکه از روزنامه رو ک نقشه دنیا بود
رو تیکه تیکه کرد و گفت :
فرض کن این پازله…! درستش کن!
چند دقیقه بعد بچه درستش کرد
بابا، باتعجب پرسید:
توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟!
بچه گفت: ادمای پشت روزنامه رو درست کردم …
دنیا خودش درست شد
آدمای دنیا که درست بشن…
دنیا هم درست میشه …
morteza @
Xóa nhận xét
Bạn có chắc chắn muốn xóa nhận xét này không?
محمد جواد شکری زاده
Xóa nhận xét
Bạn có chắc chắn muốn xóa nhận xét này không?
محمد جواد شکری زاده
Xóa nhận xét
Bạn có chắc chắn muốn xóa nhận xét này không?